سه‌شنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸٤

 

نكته‌ها
 
پرستو خدادادی‌نژاد- آموزگار
 
درس اول: پاك كن ممنوع!
 

004872.jpg


معلمان كلاس اول ابتدايي از همان ابتدا سعي مي كنند بچه ها كمتر به پاك كن وابسته بشن. براي همين از اون ها مي خوان كه پاك كن به كلاس نيارن و تنها اشتباهاتشون توسط معلم پاك بشه. چون مي خوان بچه ها از همان ابتدا عادت كنند كه با دقت، خوش خط و بدون غلط بنويسن؛ نه اين كه هر چه دلشان خواست، بنويسند و بعد به اميد پاك كن، آنها را پاك كنند. شايد اين اولين درس زندگي است كه در مدارس آموخته مي شه و مي گه هي مسافر زندگي! سعي كن تو زندگيت پاك كن رو حذف كني. سعي كن قبل از اينكه حرفي بزني، دلي رو بشكوني، اشكي رو در بياري و بعداً با پاك كن عذرخواهي، اونو پاك كني، از همون اول ياد بگيري كه فكر كني دل شكستن، اشك ريختن، حرف بد زدن، هيچ پاك كني نداره. اون وقته كه قبل از هر حرفي، اول فكر مي كني و بعد ميگي و از ترس اين كه مبادا دلي رو بشكوني، با احتياط با دلا حرف مي زني و لبخند را خيلي آسون به لبا مي ياري. تو مدرسه رضايت معلم، لبخند اون و يه آفرين، تو را غرق لذت مي كرد و حالا پايين همه اعمالت، مهر تاييد خداوند تو را غرق لذت مي كنه. تا حالا مهر اي آفرين خدا رو تو دفترچه اعمالت شمردي، چند تا شده؟

 
درس دوم: اخم ها و لبخندها
004869.jpg
معلمي بود كه يه نمودار تشويقي درست كرده بود و اسم همه بچه ها را توي اون نوشته بود و در ازاي جواب درست دانش آموز، يك چهره لبخند جلوي اسم او مي گذاشت، يا در عوض جواب نادرست و شيطنت ها و...، جلوي اسم اونها يه چهره اخمو مي گذاشت و همه اين ها براي اين بود كه معلم اخلاق خوب و جواب هاي درست را با تشويق يا برعكس با تنبيه، در وجود بچه ها نهادينه كنه و اون ها لذت كار درست يا عواقب كار نادرست خود را ببينند. اما ظرافت كار اين معلم در اين بود كه در آخر ليست بچه ها، اسم خودش را هم نوشته بود و زنگ آخر رو به بچه ها مي كرد و با نظر آنها، به خودش هم لبخند يا اخم مي داد:
بچه ها امروز من چه طور بودم؟ آيا به حرف شما خوب گوش دادم؟ آيا درست و با عدالت شما را تشويق يا تنبيه كردم؟
نمي دونم اسم اين عمل معلم را چي بايد بذارم؛ اما دوست من خيلي از ما فقط در طول روز، پايان روز، كارمون شده قضاوت و قضاوت و شروع مي كنيم برحسب قضاوت خودمون به مردم، به اطرافيانمون و حتي به خانواده و دوستانمون اخم و لبخند مي ديم، فلاني اين كار رو كرد، بد بود (اخم)، اين كار رو كرد، خوب بود (لبخند).
اما تا حالا شده در آخر روز خودمون رو هم خط بزنيم، به عملكرد، رفتارامون و حتي حرف زدنامون هم، اخم و لبخند بديم، بشماريم، روز اول تعداد اخم ها و تعداد لبخندها، روز دوم، روز سوم و... تا حالا شده به جايي برسيم كه در پايان روز پاداشمون، فقط لبخند باشه به خودمون مي دونم، مي دوني چه جوري بايد لبخند به دست بياري. پس شروع كن. امروز چند تا لبخند داشتي، چند تا اخم، فردا چي و فرداهاي ديگه...

مهرداد شیخان در ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]

تارنوشت مهرداد


خانه
آرشيو
پست الكترونيك
وضعيت در ياهو
پيوند ها
فيلم ۳۰۰
حرف دل من و تو
اندوه جوان بودن
ماني طلا
L O G O

تعداد بينندگان


لينك سايت مرجع متخصصين ايران

pedramp.persianblog.ir

Persian Blog