اسبها و آدمها
سهراب سپهری میگويد: چرا اسب حيوان نجيبی است؟/ و چرا در قفس هيچکس کرکس نيست ... واقعاً هم اسب چقدر نجيب و دوستداشتنی است و همکاری او با سوارکار در مسابقه، جالب و ديدنی! نگاههای معصومانه اسب، ناخودآگاه انسان را به سوی خود میکشاند. البته يک توصيه ايمنی را هميشه مدنظر داشته باشيد: اگر هوس نوازش کردن او به سرتان زد، حتماً آرام و از سمت راست بهش نزديک شويد!
در روزنامه همشهری روز پنجشنبه ۲۵/۱/۸۴ دو مطلب جالب در مورد اسبها آمده بود که بخشهايی از آنها در زير آورده شده است:
غوغاي كورس بهاره در گنبد كاووس
اسب ها مي دوند، آدم ها مي برند
در ايل تركمن مثلي وجود دارد كه مي گويد بادي كه از بين دو گوش اسب به صورت آدم مي خورد، باد بهشت است
|
|
|
اسب ها اسامي جالبي دارند. برخي صاحبان اسب ها نام خودشان را روي حيوان دوست داشتني گذاشته اند، نظير فرهاد و خشايار.
مهراد قوام
آن مرد اسب دارد. دارا با اسب آمد. نام اسب او پوريا بود. شايد لا له ناز و سروناز. پوريا 4 سال دارد و گلبهار 2 سال. لا له ناز و افير نيز 4 ساله اند. اينها اسامي اسب است، يعني نام هايي كه بر اسب نهاده اند. اسب هاي زيباي تركمن، كشيده و بلند؛ دور هم جمع شده اند در مجموعه ورزشي سواركاري شهرستان گنبد تا كورس دومين هفته مسابقات بهاره برگزار شود. اسب هاي ورزشي كه تعدادشان در اين هفته به 114 راس مي رسد در محوطه جمع شده اند و پيكرشان را با نمد و پتو گرم نگه داشته اند تا عضلا تشان دم كرده و آماده بماند.
شهرستان هاي گنبد و بندر تركمن پايتخت سواركاري و مركز زندگي اسب ها به حساب مي آيد. پيش از ورود به گنبد شنيده بوديم تركمن ها به 2چيز علا قه مندند و گويا توتم خود مي دانند؛ اسب و دوتار. ما به ميدان سوار كاري آمديم و از نزديك شاهد اسب هاي تندرو بوديم ولي از دوتار تركمن ها خبري نيست. اينجا ميدان مسابقه است كه پس از ساعتي چرخ و جست و جو در شهر، خود را در اين مكان در حاشيه شهر يافتيم. جمعيت زيادي داخل ورزشگاه مي شود. ...
ادامه اين مطلب را میتوانيد از همان روزنامه بخوانيد:
آرزوی نوجوانی
مهرزاد فتوحی
از كودكي عاشق اسب بود. در نوجواني آرزو داشت روزي بتواند اسب هاي رؤيايي ايسلند را از نزديك ببيند. سال ها بعد، «يوهانا گكه» به عنوان عكاس موفق شد به آرزويش برسد. او كه در نوجواني سوار كار بود و در مسابقه هاي سواركاري شركت مي كرد، در ۱۶ سالگي متوجه شد كه بايد راه ديگري را براي نزديك شدن به طبيعت اسب ها پيدا كند، پس به دنبال عكاسي رفت.
وقتي ۳۰ ساله بود، به سرزمين ايسلند يا بهشت اسب هاي وحشي سفر كرد. او يك ماه تمام، روزي سه تا چهار ساعت را با اسب ها گذراند. وقتي با آنها حسابي دوست شد، شروع به عكاسي از آنها كرد.
روزهاي اول، اسب ها خيلي به او نزديك نمي شدند، اما خيلي زود با هم دوست شدند و اسب هاي وحشي با كنجكاوي به عدسي دوربين او خيره مي شدند.
مجموعه عكس هاي يوهانا از اسب هاي ايسلند، كه در يك كتاب منتشر شده است، حاصل دوستي او با اسب هاست.